۴/۱۲/۱۳۹۱

گزارش صدها آدم ربايي

 اينجانب اعلام مي نمايم كه با توجه به اين كه گشت ارشاد :
اشخاص را بدون دستور بازداشت مشخص و بررسي منحصر به فرد قضايي و بدون ذكر نام ايشان دستگير مي كند؛
و در تمامي موارد اين جلب و دستگيري بدون رضايت اشخاص انجام مي شود؛
و در بسياري موارد عليرغم مقاومت و ممانعت اشخاص، از زور و تهديد و حتي اجبار و فشار جسماني استفاده مي شود؛
و در نهايت اشخاص، در محلي محبوس گرديده و آزادي آنها مقيد به سلايق شخصي مي گردد؛
بنا بر دلايل مورد اشاره، در خيابان هاي ايران روزانه صدها مورد آدم ربايي رسمي اتفاق مي افتد و مرتكبان اين جرم افراد آمر و مأمور در گشت هاي ارشاد هستند و دادستان به عنوان مدعي العموم موظف به اعلام جرم است!

۴/۰۸/۱۳۹۱

... زنجيره اي

ميتوان زنجيري را كه ابتدا و ظاهرا انتهايي دارد، دوباره متصل و به زنجيره اي بي آغاز و پايان تبديل كرد كه همه وقت دوام و تسلسل دارد!

۴/۰۶/۱۳۹۱

حقوق حيوانات

يكي از الفاظي كه آدمها براي توهين و تحقير نسبت به يكديگر به كار مي برند، وصف "حيوان" است.
.
.
.
اگر چه در تعريف منطقي انسان، او را "حيوان نامي ناطق" گفته اند، اما حيوان بودن تنها وصف انسان نيست و تعريف او پس از حيوانيت، كامل و تمام نيست. او نه تنها صاحب حيات است و رشد و نمو مي كند، بلكه صاحب تفكر و انديشه است و بنابراين تفاوت عمده و اساسي با آنچه ما حيوان مي ناميم، دارد. وجه تمايز انسان با حيوانات هم همان عقل و ادراكي است كه منتج به دستاوردهاي بسياري براي بشر گرديده، از جمله علم و اخلاق. همين امكان دستيابي انسان به اصول اخلاقي و رعايت آن است كه باعث مي شود هرگز كردار و رفتار بشر، بدون پندار قبلي عينيت پيدا نكند. در واقع، فعل به ظاهر واحد و يكسان يك انسان و يك حيوان - منهاي غرايز و اشتراكات اوليه - معناي واحد و مشابهي ندارد؛ زيرا از بنياني يكسان و مشابه برخوردار نيست. حيوان اگر حيوان ديگري را بكشد، جز براي دفاع از حيات خود يا به دست آوردن غذا نيست؛ حال آن كه انسان به دلايل متفاوت، پيچيده و دقيقا با دلايلي كه از انديشه هرچند واژگونه او ناشي گرديده، هم نوع خود يا هر صاحب حياتي را ساقط مي كند و قابل توجه تر اين كه دسترسي او به خصايصي چون اخلاق و امر و نهي اجتماعي مانع او نمي گردد! و از اين قبيل زشتي ها در نوع بشر بسيار سراغ داريم كه كشتن شايد روشن ترين مصداق آن است و دروغ گويي، خيانت، فريبكاري، كبر و زياده خواهي و هزاران مورد ديگر از آن جمله است. بنابراين در نزد انديشه سالم و منصف، هرگز پليدي انسان قابل قياس با حيوانات و يكسان نيست و درست به همين دليل، انصاف اقتضاء مي كند كه از توصيف بدي و ناراستي با وصف "حيوانيت" و "حيوان" نام نهادن يكديگر بپرهيزيم. حداقل حقوق حيوانات اين است كه از چنين شائبه اي برنجند.

۲/۲۳/۱۳۹۱

شكار ...

مي شود نظر داد. مي شود انتقاد كرد. مي شود متهم كرد اما به چه چيز؟ به چه قيمتي؟ با كدام دلايل؟ با كدام علم الهي و فهم وراء انسان؟! آيا در مذهبي كه كشتن يك انسان به مثابه كشتن تمام بشريت است، مي توان به سادگي حكم به قتل يك نفر صادر كرد؟ آيا در مذهبي كه نسبت حرام زاده دادن به يك شخص، مستوجب حد و از گناهان كبيره است، مي توان به زعم خود خطاكار را به چنين الفاظي ناميد؟ و آيا در مذهبي كه رسول و امامش در نظر پيروانش، اسوه و الگوي گذشت و بخشش توهين كنندگان به خود هستند، مي توان ادعاي اعتقاد به ايشان را داشت و فردي را به تصور توهين، مرتد و واجب القتل معرفي كرد؟ 
غرض اصلا دفاع از كار رپر ايراني، شاهين نجفي نيست؛ اما چگونه ادعاي اعتقاد به اسلام رحماني با حكم به قتل يك انسان بدون محاكمه او و بدون علم قطعي به انگيزه او جمع مي شود؟! نظر بدهيد! انتقاد كنيد! متهم كنيد! اما مالك دين و مذهب و مدعي انگيزه هاي شخصي خود نباشيد! هيچ امر مقدسي در ملكيت هيچ بشري نيست؛ همه بشريت در آن سهيم هستند؛ پس فقط به جاي خودتان رأي بدهيد! راست گوي راست كردار حتما منصف است.

۱/۱۶/۱۳۹۱

دعای تحویل سال

... دستان اشتیاق
از دریچه ها دراز خواهد شد

لبان فراموشی
به خنده باز خواهد شد

و بهار 
در معبری از غریو 
تا شهر خسته 
پیش باز خواهد شد

سالی
آری
بی گاهان
نوروز
چنین
آغاز خواهد شد

احمد شاملو

۱۰/۱۳/۱۳۹۰

فعل مجرمانه!

من رأی می دهم به رأی ندادن!

۱۰/۰۸/۱۳۹۰

ژست توخالی

یک : هر حاکمیتی به مجموعه قوانینی به فراخور ماهیت، ساختار و بافت اجتماعی و شرایط موجود نیاز دارد که به شیوه پیش بینی شده در قانون اساسی خود، آنها را تدوین و تصویب می کند.
دو : برای تضمین اجرای این قوانین، تشکیلات متناسب از جمله دادستانی، دادگستری و ... ایجاد می شوند و خاطیان را به درخواست ذینفع مجازات می کنند.
سه : بنابر این است که اصول واحدی بر استفاده از قانون و استناد به آن حاکم باشد که از وراء درس و بحث در دانشگاه ها، مجلس و رویه قضایی به دست می آید.
چهار : اگر قرار بر این باشد که بنا به ذائقه و امیال هر که در هر مسندی قدرت را در دست دارد، اصول حاکم بر قانون و نحوه استناد به آن تا حد صرفنظر کردن از مضمون مواد قانونی مورد دست اندازی قرار گیرد، وجود آن قانون با عنوان خاص خود و به شکل موجود، چه دلیل قابل قبولی دارد؟!
.
.
.
پنج : وجود این قوانین فقط برای اندکی ژست انساندوستی و رعایت حقوق بشر و ژست کمک به پیشبرد صلح و آزادی ضرورت دارد!